My Immortal...
چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
False Report - اصلاحیه ... نظرات() 

***توجه توجه***

***Attention Please***

درباره پست قبل (تصویر بزرگترین نقاشی جهان با استفاده از یک ایده واقعا خلاقانه!! ) باید بگم که MaryBlogger مثل بعضی از سایت ها و وبلاگ ها برای خالی نبودن عریضه به Copy-Paste بسنده نمیکنه!!


... ادامه مطلب
چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
تصویر بزرگترین نقاشی جهان با استفاده از یک ایده واقعا خلاقانه!! ... نظرات() 

شاید در نگاه اول تصور کنید این پرتره حاصل تلاش کودکی خردسال برای کشیدن نخستین نقاشیهای خود است٬ اما با دانستن داستان پشت آن احتمالآ به تحسین ایده ی جالب و بکر خالق آن خواهید پرداخت.

به ادامه مطلب مراجعه کنید!  نیشخند

 


... ادامه مطلب
چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
نگاه... ... نظرات() 

«روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: من کور هستم لطفا کمک کنید.

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!


وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید! نیشخند»

چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
و آغازی دیگر در راه است... ... نظرات() 

سلام به دوستای گلم! خوبین؟

بعضی وقتا پی می برم که چقدر غیر قابل پیش بینیم!!! نیشخند 

مثل همین الان! تا حالا ١٠٠ بار خواستم نوشته مناسبتی و غیر مناسبتی بذارم ولی به دلایلی این کارو نکردم!! چند دقیقه پیش فقط ۵ تا پیش نویس پاک کردم! زبان

فک کنم یه کمی سخت می گرفتم! یاد اون روزایی افتادم که Mary Blogger چقدر فعال و به روز بود! افسوس این شد که دوباره تصمیم گرفتم راش بندازم، حتی بهتر از قبل! چشمک

البته قطعا طول میکشه (مخصوصا الان که بازار امتاحانا داغه و استادا در  تدریس باسرعت نور رقابت میکنن و... زبان) ولی انشاالله کم کم درستش میکنم! (توجه دارین قطعا که همین پستم خودش کلی پیشرفت محسوب میشه! چشمک)

همچنان از همه چیز میگم و مینویسم و مطلب می ذارم. البته این بار نوشته های شخصی رو بیشتر میکنم! نیشخند

خوش بگذره! تا بعد! نیشخند

دوستدار همیشگی شما
مریم.ر

چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸
عید... ... نظرات() 

میدونی دلم چی میخواد نزدیک عیدی؟

خرد، پیچوندن کلاسا واسه کوه، «بستنی،بستنی،بستنی...»، عکس، و...

 و تقویمایی که پشتشون هیچ وقت قدیمی نمیشن...

------------------------------------------------------------------------

البته سال پیش:

 «پیتزا،پیتزا،پیتزا...»

کلی عکس و فیلم از دکتر و عمو و شازده کوچولوی فرفر و زهرا تو کت آقا (خنده زبان) و ادای معلما و ژستای آرشام و...

چه ٢٧ و ٢٨ اسفندی بود...

خدایا شکرت!

 

kherad.jpg

 توضیح عکس: ولخرجی آقا!! خنده تازه تو رو درواسی میخواست ناهار بده من اون وسط دلم به حال جیبش سوخت (!!) به آبمیوه تغییرش دادم!! شیطان زبان
(البته اون موقع قرار بود دکتر پیتزا بده و دلمون خوش بود! چشمک)